تبلیغات
پدافند فرهنگی
33سخن روز
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.
? حضرت علی علیه‌السلام
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان.
? دکتر علی شریعتی
آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است.
? مترلینگ
پدافند فرهنگی
,, خوش آمدید,, ما را از نظرات ارزشمند خود مطلع کنید
img img img
22سخن روز
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.
? حضرت علی علیه‌السلام
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان.
? دکتر علی شریعتی
آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است.
? مترلینگ
درباره سایت
مشاهده مطالب سایت

درباره سایت

درباره ما

مدیر سایت
img img img
11سخن روز
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.
? حضرت علی علیه‌السلام
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان.
? دکتر علی شریعتی
آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است.
? مترلینگ

امکانات سایت

تاریخ روز

مطالب سایت

img img img
سه شنبه 16 دی 1393 ساعت 11:53 ق.ظ
امام علی علیه السلام :  وَ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْر
سخن بزرگی در مورد این که بعد از تولد اذان  و اقامه می گویند و بعد از مرگ نماز می خوانند 
امام علی علیه السلام :  الْحَذَرَ الْحَذَرَ فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَر
امام علی علیه السلام : نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِه‏



ﺍﺳﺘﺎﺩﻱ ﺩﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻼﺱ ﺩﺭﺱ، ﻟﻴﻮﺍﻧﻲ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﺪﺳﺖ ﮔﺮﻓﺖ.ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﮔﺮﻓﺖ تا ﻫﻤﻪ ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﭘﺮﺳﻴﺪ:
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﻭﺯﻥ ﺍﻳﻦ ﻟﻴﻮﺍﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻴﻢ...
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ:ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺯﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﻤﻲﺩﺍﻧﻢ ﺩﻗﻴﻘﺎً ﻭﺯﻧﺶﭼﻘﺪﺭﺍﺳﺖ.ﺍﻣﺎ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ: ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﻟﻴﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺭﺍ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻃﻮﺭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻡ، ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪاﻓﺘﺎﺩ؟
ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻫﻴﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﻲ..!
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺮﺳﻴﺪ:ﺧﺐ،ﺍﮔﺮ ﻳﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﻤﻴﻦ ﻃﻮﺭ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ، ﭼﻪ؟؟!
ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮔﻔﺖ:ﺩﺳﺖ ﺗﺎﻥ ﺩﺭﺩ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ..
- ﺣﻖ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ.ﺣﺎﻻ ﺍﮔﺮ ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ؟
ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﮔﻔﺖ:ﺩﺳﺖ ﺗﺎﻥ ﺑﻲ ﺣﺲ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ .ﻋﻀﻼﺕ ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ ﻭ ﻓﻠﺞ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺸﻴﺪ!
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ. ﻭﻟﻲ ﺁﻳﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺕ ﻭﺯﻥ ﻟﻴﻮﺍﻥ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻧﺪ:ﻧﻪ!
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ:ﺩﻗﻴﻘﺎً! ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺳﺖ،اﮔﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺗﺎﻥ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻳﺪ، ﺍﺷﮑﺎﻟﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ..ﺍﮔﺮﻣﺪﺕ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺗﺮﻱ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻴﺪ، ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺁﻣﺪ و ﺍﮔﺮ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﮕﻪ ﺷﺎﻥ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻓﻠﺞ ﺗﺎﻥ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ و ﺩﻳﮕﺮ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﻱ ﻧﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﺑﻮﺩ..!
*********************************************************************************************************************************
معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند.
او به آنها گفت… که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید، سیب بریزند و با خود به کودکستان بیاورند...
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند..
در کیسه بعضی ها دو تا، بعضی چهار تا، و بعضی ها هفت تا سیب بود و بعضی بیشتر!
معلم به بچه ها گفت تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی ناخوش سیب های گندیده..!
به علاوه ، آنهایی که سیب بیشتری در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند!
پس از گذشت یک هفته، بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند...
معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب های بدبو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد: این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید..!
بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید.
حالا که شما بوی بد سیب ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید،
پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟!...
دوشنبه 15 دی 1393 ساعت 06:48 ب.ظ
*کم توجه ADD = attention-deficit Disorder
- حواس پرتی
- فراموش کاری 
- عدم موفقیت  در امر تحصیلی 
-اعتماد به نفس پایین 
- مشکل داشتن در گوش دادن 
-مشکل در تمرکز در امور طولانی 
- مشکل در نظم بخشیدن به کار ها 
- سریع حواس پرت می شود 
- مشکل در به خاطر داشتن اموری که حفظ کرده است 


*بیش فعالی ADHD=  attention-deficit  \ Hyperactivity Disorder
- بی قرار 
- شتابزده 
- در محیط های درسی سنتی غیر موفق 
- پیچ و تاپ دادن خود و وول خوردن حتی هنگامی که نشسته است .
- برخواستن در هنگامی که باید بنشیند 
- دویدن و از جایی بالا رفتن در جاهای نا مناسب 
زیاد صحبت کردن 
این کودک علی رغم کم توجهی ، می توانند هنگام بازی وییدیوئی تمرکز عمیقی داشته باشد و در دیدن فیلم ها اینقدر توجه دارد که صدای اطرافیان حتی یک متری خود را نمی شنود .


*رفتار های مشکل دار کودک باید شش ماه طول بکشد.
* رفتار های مشکل دار وی نباید فقط محصور در یک محیط خاص باشد بلکه باید در چندین جا باشد. 
*در نشانه ها کودک باید حداالقل 6 نشانه را دارا باشد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
* مشکلات مربوط به ADD و ADHD از همان بدو تولد ظاهر می شود.
* انواع ADD و ADHD : 
1. کمبود توجه غالبی : فرد فقط دارای add است .
2. بیش فعال غالبی / شتابزده : فرد فقط دارای  ADHD است .
3. مرکب : فرد ADD و ADHD را با هم دارد .

* دارو هایی که برای افراد ADD و ADHD تجویز می گردد عبارتند از : 
1. آمفتامین 
2. رتالین

 * کودکانی که در فراخنای توجه کوتاه دارند ، نمی توانند به مدت طولانی بر روی کار های مدرسه تمرکز کنند. ،، برای حل این مشکل بهتر است تکالیف و مسائل طولانی را به چند مسئله کوتاه تبدیل کرد. و این که کار های محوله را برای کودک مهم جلوه دهیم و به عبارت دیگر انگیزه سازی کنیم.

* علامت های اصلی ADHD : 
1. برای پاسخ دادن به سوال عجله دارند و صحبت آموزگار و والدین را قطع می کنند. 
2. صبر نمی کنند تا نوبتشان برسد
3. صحبت دیگران را قطع و خود را به فعالیت های دیگران تحمیل می کنند.

*در برخورد با افرادی که دارای ADD و ADHD هستند کلمه نه رو حذف کرد . 

------------------------------------------------------------------------------------------------------
فصل دوم 
* آزمایش هایی که از بچه ها برای تشخیص ADD و ADHD داده می شوند، عبارتند از : 
1. آزمایش مصرف سرب و یا فلزات سنگین 
2. ارزیابی هصبی 
3.ارزیابی ذهنی 
4.کمبود ویتامین ب 
5. اعتیاد به مخدر و الکل 

* اولین قدم جهت سنجش کودک مبتلا به ADD و ADHD گردآوری اطلاعات درباره پیشینه و جزییات تاریخچه رشدی اوست.

*پس از مصاحبه با والدین ، کودکان باید در محیط بازی مورد ارزیابی قرار بگیرند و جوانان نیز در یک مصاحبه طولانی تر با آن ها صحبت کنیم و برای نوجوانان ترکیبی از این دو قرار دهیم .

* مشورت با چند پزشک از جمله روانشناس ، پزشک اطفال و متخخص تغذیه و متخصص شنوایی سنجی و...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
فصل سوم 
* تحقیقات نشان داده است که تغذیه مناسب در سه چهارم کودکان مانند رتالین موثر است .

* رژیم غذایی فین گلد FEINGOLD  برای تغذیه پیشنهاد می شد که عبارت است از کم و حذف کردن سالیسیلات و رنگ های خوردنی ....

* کودکان در سنین مهد کودک به محض مصرف شکر توانایی فکری ، خلق و خوی و همانگی اعضای بدنشان سیر سیر نزولی پیدا می کند.

* برای این که بدانیم چه موادی دارای سالیسیلات می توانیم به سایت www.nlm.nilh.gov مراجعه کنیم . 

*چه مواردی ADD و ADHD را در کودکان تشکیل می دهد : 
1. آلرژی ها به غذا و افزودینیها 
2. مسمومیت از فلزات سنگین 
3. رژیم دارای مقداری پروتئیین 
4. کافی نبودن مواد معدنی 
5. فقدان اسید های چرب 
6. فقدان اسید های آمینه 
7. اخلال در غده تیروئید 
8. فقدان ویتامین ب

* قدم اول در کار تغذیه آن است که پدر و مادر یک فهرست از تغذیه درست کنن 

*جگر بهترین منبع آهن می باشد فقط باید مواظب باشیم در ان افزودنی نباشد 

* غلات و ماهی غزل آلا و ماهی آزاد و گوشت گاو منبع ویتامین ب هستند .

* بهترین منبع امگا3 ماهی آزاد و تن و نرم تنان و صدف ها هستند. 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فصل پنجم 
* تماشای بیش از حد تلویزون باعث ADD و ADHD  می شود .
 
* بسیاری از کودکان پس از مصرف آمفتامین ها یا دیگر دارو ها دچار وسواس و اختلال افکار و بی اختیاری و تیک های عصبی می شوند . پزشکان برای کنترل چنین  عوارضی دارو تجویز می کنند . ولی بهتر آن است که دارو اول تغییر کند  

* پسران زیر 8 سال که در خواب خرخر می کنند، سه برابر بیشتر بیش فعال ت هستند و دپار شب ادراری هستند . وبیشتر با کمبود مواد معدنی مواجه هستیم . 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فصل ششم 

* کودکان خلاق معمولان در کلاس هایی که دارای روش سنتی آموزش هست فورا خسته می شوند.

* معمولا کودکان خلاق به علت طرز تفکر خاص در مورد رویداد های اطرافشان به عنوان دیوانه معرفی می شوند و از دوستانشان دور می شوند و معمولا گوشه گیر می شوند و اینجا نقش مهم والدین دیده می شود که باید از خلاقیت فرزندانشان دفاع کنند . 

* این کودکان ترجیه می دهند که سوالات خود را در جمع مطرح نکنند و و ترجیه می دهند که جوراب ها را در کشو پرتاب کنند تا هر روز به دنبال آن ها بگردند . خط های خوبی ندارند . علاقه دارند مسائل سخت را حل کنند و از مسائل آسان فراری هستند و در مسائل آسان گند می زنند و در مسائل حفظی مشکل شدیدی دارند .

* به کودکان add باید نظم بخشیدن و نحوی صحیح حفظ کردن و ... را یاد داد . 
 
* کودکان add باید در رنگ آمیزی از خطوط  نباید در بیاورند ولی باید دقت کرد بعضی وقت ها اگر از خط بیرون زد شاید بهتر باشد . نباید بچه ها را خیلی تحت فشار قرار داد تا از دستور العمل ها پیروی کنند .
 
شنبه 13 دی 1393 ساعت 09:16 ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم 

در اینجا چون صاحب حق مردم اند ، رعایت و نادیده گرفتن آن ارتباط مستقیمی با بحث عدالت خداوند دارد. خداوندی كه یكی از صفاتش عادل بودن است و دینی كه یكی از اصولش عدل است چگونه ممكن است حقوق انسانها برایش كم اهمیت باشد. 
 «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (سوره حدید، آیه 25) : ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها كتاب آسمانی و میزان شناسایی حق از باطل نازل كردم تا مردم قیام به عدالت كنند (و احقاق حقوق و بسط عدل و داد به طور خود جوش از درون جامعه بشری آشكار شود).
این نشان از آن دارد كه احترام به حقوق دیگران و ادای آن یكی از اساسی‌ترین اهداف ادیان آسمانی است. 
در اینجا تنها به دو نمونه از این آیات اشاره می‌نماییم. 
«یا أیّها الّذین آمنوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ»؛ ای كسانی كه ایمان آورده‌اید اموال یكدیگر را از طرق نامشروع و غلط و باطل نخورید» (نساء، 29) ؛ 
یعنی، هرگونه تصرف در مال دیگری كه بدون حق و بدون مجوز منطقی و عقلانی بوده باشد ممنوع شناخته شده است. 

وَ قَالَ علی ع‏ الظُّلْمُ ثَلَاثَةٌ ظُلْمٌ لَا یَغْفِرُهُ اللَّهُ وَ ظُلْمٌ یَغْفِرُهُ اللَّهُ وَ ظُلْمٌ لَا یَدَعُهُ اللَّهُ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی لَا یَغْفِرُهُ اللَّهُ فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی یَغْفِرُهُ اللَّهُ فَظُلْمُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی لَا یَدَعُهُ اللَّهُ فَالْمُدَایَنَةُ بَیْنَ الْعِبَاد

 ظلم سه گونه است: یكى آن كه قابل آمرزش نیست، دیگر آن كه قابل آمرزش است، و سوم آن كه خدا از آن نگذرد، نخست شرك به خدا است. دوم ظلم به نفس یعنى گناهى كه بین تو و خدا باشد. سوم حق‏ الناس‏

و در روایت دیگری آن حضرت حتی ادای حق الناس را از حق الله مهم‌تر دانسته و می‌فرماید: «جَعلَ الله حُقوق عبادِهِ مُقدّمهً علَی حُقُوقهِ فَمنْ قامَ بِحقُوق عبادالله کانَ ذلک مؤدّیاً الی القیامِ بِحقوقِ الله؛ خداوند حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خود قرار داده و کسی که حقوق بندگانش را رعایت کند حقوق الهی را نیز رعایت خواهد کرد»

دقت، در حق الناس باید دقت كرد. اسلام دین عجیبی است. می‌گوید: اگر سگ تشنه‌ است حق نداری وضو بگیری. باید آب را بدهی به سگ بخورد، تیمم كن. تا سگ تشنه است، تشنگی سگ در نماز شما اثر دارد. خیلی مهم است. اسلام می‌گوید: اگر ناخنت بلند است، شیر ندوش. ممكن است ناخن بلند پستان گاو را اذیت كند. اسلام می‌گوید: اگر می روی سوار اسبی، الاغی، چیزی هستی می‌خواهی حرف بزنی بیا پایین حرف بزن. داری می‌روی طوری نیست. اما اگر می‌خواهی حرف بزنی نشسته حرف نزن. حق حیوان. اسلام می‌گوید: اگر همه حاجی‌ها دوشنبه مكه آمدند، یك حاجی یك روز زودتر آمد امضایش را قبول نكنید. برای اینكه حاجی كه اسبش را در راه مكه دوانده است، معلوم می‌شود حاجی بی‌رحمی است. و حاجی كه بی‌رحم است حتی در راه مكه اسبش را خسته كند امضایش از اعتبار می‌افتد. اسلام می‌گوید: اگر می‌خواهی نماز جمعه بروی از شب جمعه پیاز نخور، ممكن است بی پیاز در دهانت باشد و فردا كنار دستی تو اذیت شود. اینها خیلی مهم است. ما چیزی از اسلام بلد نیستیم.
قرآن كریم، به هنگام نكوهش از قوم یهود و ذكر اعمال زشت آنان می‌فرماید: «...وَ أَكْلِهِمْ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ...» (نساء، 161) : آنان در اموال مردم بدون مجوز و به ناحق تصرف می‌كردند. (ناگفته پیداست كه مراد از اكل و خوردن، در این آیه كنایه از هرگونه تصرف است خواه به صورت خوردن معمولی باشد یا پوشیدن و یا سكونت و یا غیر آن و چنین تعبیری در زبان فارسی نیز رایج است.)
بنابراین، هرگونه تجاوز، تقلب، غش، معاملات ربوی، رشوه، خرید و فروش اجناسی كه فایده منطقی و عقلانی در آنها نباشد، خرید و فروش وسایل فساد و گناه، در تحت این قانون كلی قرار دارند. 
(گریز به مباحث طلبگی)در خوندن ، تبلیغ در تمامی عرصه ها ؛موسسه و امکانات آن 
دقت «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ» (زلزله/7) «مثقال ذره» یعنی وزن یك ذره هم اگر هست باید دقت كنیم. نباید بگوییم این چیزی نیست. اگر كسی گناه بكند و بگوید: این چیزی نیست، خدا این را نمی‌بخشد. گاهی وقت‌ها خدا گناهان كوچك را نمی‌بخشد. چون می‌گوییم كه چیزی نیست. اما گاهی خدا ممكن است گناه بزرگ را ببخشد. ببینید یك مثال بزنم.

//////////////////////////////////////////////////////////////*********************************************************///////////////////////////////////////////////
کافی جلد دوم صفحه 331
الحیاه جلد یک صفحه 663
غرر الحکم جلد سوم صفحه 370
تفسیر نمونه 
تفسیر نور
پنجشنبه 11 دی 1393 ساعت 05:18 ب.ظ
سلام 
به خاطر سوالات زیاد دوستان در مورد این موضوع گفتم بهتره این احکام رو بزارم اینجا تا بقیه هم بتونن بهتر استفاده بکنن :

*هر آبی که از انسان خارج می شود منی نیست و باعث جنابت نمی شود. آبهایی که از انسان خارج می شود پنج قسم است.
1- بول
2-منى: آبى است که در اوج شهوت (ارگاسم) خارج می شود و به دنبال آن بدن سست می شود و انسان لذت می برد.
3- مذى: آبى است که نوعا هنگام تحریک مختصر جنسى و بعد از آن خارج مى‏شود.
4- وذى: آبى است که بعد از خروج منى خارج مى‏شود.
5- ودى: آب سفید رنگی است که بعد از بول کردن خارج مى‏گردد. 

*حکم آبها:
1- بول و منی نجس است و طهارت لازم دارد. با خروج منی غسل جنابت نیز به انسان واجب می شود.
2- آبی که گاهی بعد از شوخی با همسریا تحریک شهوت از هر طریقی, بدون ارگاسم، خارج می شود( مذی)پاک است و غسل ندارد و وضو و غسل را باطل نمی کند.
3- آبی که گاهی بعد از بول خارج می شود( ودی) و شباهت به منی دارد آن هم موجب غسل نمی شود، ولی اگر یقین داشته باشد که با بول برخورد داشته, نجس است و لازم است محل خروج را تطهیر شود.
4- همین طور آبی که گاهی بعد از منی بیرون می آید و به آن (وذی) می گویند, به خودی خود پاک است و موجب غسل نمی شود, اگرچه شخص قبل از آن به واسطه خروج منی جنب شده و به غسل نیاز دارد.
بنابراین هر آبی که از بدن خارج می شود حکم منی را ندارد و موجب غسل نمی شود.
نشانه های منی در مردان:
همه مراجع (به جز آیات عظام بهجت، صافى و مکارم): خروج منى در مرد داراى سه نشانه است: 1. همراه با شهوت باشد. 2. با جستن بیرون آید. 3. بدن سست شود. اگر هیچ یک از نشانه‏هاى سه گانه و یا یکى از آنها را نداشت، حکم به منى نمى‏شود؛ مگر آنکه از راه دیگرى یقین کند که منى است.توضیح‏المسائل مراجع، م 346؛ آیت‏الله وحید، توضیح‏المسائل، م 352؛ آیت‏الله نورى، توضیح‏المسائل، م 347؛ آیت‏الله خامنه‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س 180.
آیات عظام بهجت و مکارم:خروج منى در مرد داراى دو نشانه است: 1. همراه با شهوت باشد. 2. با جستن بیرون آید. اگر هیچ یک از دو نشانه یا یکى از آن دو را نداشت، حکم به منى نمى‏شود؛ مگر آنکه از راه دیگرى یقین کند که منى است.آیت‏الله بهجت، توضیح‏المسائل مراجع، م 346 و آیت‏الله مکارم، تعلیقات على العروه، غسل الجنابه.
آیت‏الله صافى:اگر با شهوت و جستن بیرون آید و یا با جستن بیرون آید و بدن سست شود، آن رطوبت حکم منى را دارد و اگر هیچ یک از این دو نشانه را نداشت، حکم به منى نمى‏شود؛ مگر آنکه از راه دیگرى اطمینان پیدا کند که منى است.توضیح المسائل، م 1352.
چهارشنبه 10 دی 1393 ساعت 08:06 ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم 

انتخاب مردم در هر زمان در برابر دعوت پیامبران الهی به خداوند تبارک تعالی  از سه حالت خارج نسیت : 
1. آن که به پیامبر خدا ایمان می اورند و دعوت او را در ظاهر و باطن می پذیرند.(مومنان)
2. آن که به دعوت پیامبران کفر می ورزیدند و علنا با پیامبران مخالفت می کردند.(کافران)
3. آن که به ظاهر دعوت پیامبر را قبول می کردند ولی در اصل برای بر اندازی و یا خلل در کار پیامبر فعالیت می کردند.(منافقان)
اما در زمان های مختلف این منافقان بوده اند به طور مثال :
1. در زمان حضرت موسی که گوساله سامری را آوردند ،و حضرت موسی در آخر امر آن گوساله را آتش زدند. 
2. در زمان حضرت محمد صل الله علیه و آله که در این موضوع می خواهیم صحبت کنیم . 
3. در زمان امام حسین علیه السلام که افرادی منافق گونه حتی به خاطر پیروزی بر امام در جنگ مساجدی ساختن که ائمه از مساجد به مساجد ملعونه یاد می کنند . 
و اما عده ای از منافقان که در زمان  حضرت محمد صل الله علیه و آله بودند ، در این جا می خواهیم در مورد این موضوع باهم صحبت کنیم :
زمانی که پیامبر به کمک مردم مدینه اولین مسجد را در مدینه زدند به نام مسجد قبا و خودایشان در آنجا نماز خواندن و افتتاحش کردند. عده ای از به ظاهر مسلمانان تصمیم گرفتن مسجدی در نزدیک این مسجد بزنن تا چند تا از خواسته های خودشان را با آن برآورده کنند ، زیرا آن ها خوب فهمیده بودند اگر بخواهند اسلام را خراب کنند باید از داخل این کار را بکنند. . این مسجد پوشش خوبی برای ان ها بود.این مسجد را به بهانه روز های بارانی و همچنین کمک به بیماران و از کار افتادگان ساختن ؟؟؟!؟؟!؟ حتی به پیامبر را دعوت کردند برای افتتاح این مسجد مثل مسجد قبا در آن نماز بخوانند ، اما حضرت به خاطر غزوه تبوک این کار را موکول کردند برای بعد از جنگ ..... و بعداز  جنگ نیز به وسیله آیه ی {{{{وَ اَلَّذِینَ اِتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرََاراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصََاداً لِمَنْ حََارَبَ اَللََّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنََا إِلاَّ اَلْحُسْنى‏ََ وَ اَللََّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكََاذِبُونَ‏ }}}} 
 از جانب وحی از هدف شوم این بنیان گزاران این مسجد اگاه شدند و دستور دادن آن را خراب کنند و بسوزانند و در خرابه های آن آشغال های خود را بندازند تا دیگر هیچ استفاده ای از آن نشود .  
؟؟؟؟؟وَ اَلَّذِینَ اِتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرََاراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصََاداً لِمَنْ حََارَبَ اَللََّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنََا إِلاَّ اَلْحُسْنى‏ََ وَ اَللََّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكََاذِبُونَ‏؟؟؟؟؟؟
و آنهایی که مسجدی اختیار کردند که مایه زیان و کفر و پراکندگی میان مومنان است ، و [ نیز ] کمینگاهی است برای کسی که قبلاً با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود ، و سخت سوگند یاد می‏کنند که جز نیکی قصدی نداشتیم . و [ لی ] خدا گواهی می‏دهد که آنان قطعاً دروغگو هستند .
اما اهداف اصلی این افراد از زدن یه مسجد چی می تونه باشه ؟ این سوال را خداوند جواب می دهد :
1- منظور آنها این بود كه با این عمل ضرر و زیانى به مسلمانان برسانند (ضرارا).
 ضرار به معنى زیان رسانیدن تعمدى است، آنها در واقع درست به عكس آنچه ادعا داشتند كه هدفشان تامین منافع مسلمانان و كمك به بیماران و از كار افتادگان است، مى‏خواستند با این مقدمات پیامبر اسلام را نابود و مسلمانان را در هم بكوبند و حتى اگر توفیق یابند نام اسلام را از صفحه جهان براندازند.
2- تقویت مبانى كفر و بازگشت دادن مردم به وضع قبل از اسلام (وَ كُفْراً).
3- ایجاد تفرقه در میان صفوف مسلمانان، زیرا با اجتماع گروهى در این مسجد، مسجد" قبا" كه نزدیك آن بود و یا مسجد پیامبر ص كه از آن فاصلهداشت از رونق مى‏افتاد (وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ).
از این جمله- آن چنان كه بعضى از مفسران استفاده كرده‏اند- چنین بر مى‏آید كه نباید فاصله میان مساجد آن چنان كم باشد كه روى اجتماع یكدیگر اثر بگذارند، بنا بر این آنها كه روى تعصبهاى قومى و یا اغراض شخصى مساجد را در كنار یكدیگر مى‏سازند، و جماعات مسلمین را آن چنان پراكنده مى‏كنند كه صفوف جماعت آنها خلوت و بى‏رونق و بى‏روح مى‏شود، عملى بر خلاف اهداف اسلامى انجام مى‏دهند.
4- آخرین هدف آنها این بود كه مركز و كانونى براى كسى كه با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه كرده بود و سوابق سوئش بر همگان روشن بود بسازند تا از این پایگاه نفاق، برنامه‏هاى خود را عملى سازند (وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ).
ولى عجب این است كه تمام این اغراض سوء و اهداف شوم را در یك لباس زیبا و ظاهر فریب پیچیده بودند، و حتى سوگند یاد مى‏كردند كه ما جز نیكى قصد و نظر دیگرى نداشتیم (وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى‏).
جالب آن است که آن ها سوگند می خوردند که ما اینچنین قصد هایی را نداشتیم ، اما خداوند در ادامه این آیه آن ها را سخت محکوم کرده و دست آن ها را برای پیامبر رو کرده : وَ اَللََّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكََاذِبُونَ‏ ولی تاکیدات خداوند در این جمله : 
1. اسمیه بودن 
2. آمدن ان 
3. لام ابتداییت بر سر کاذبون 
4. کاذبون فعل ماضی نیامده این گونه آمده تا استمرار آن را تا زمان حال را مطرح کند . 
نکته ها و برداشت ها از این آیه : 
1 دشمن، از مسجد و مذهب، علیه مذهب سوء استفاده مى‏كند، ظاهر شعارها و القاب، فریبمان ندهد! «اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً»
3 مسجدسازى مهمّ نیست، باید انگیزه‏هاى بانیان و متولّیان خالص باشد. «اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ ...»
4 در اسلام، هر گونه ضرر، ممنوع است، گرچه تحت عنوانِ مسجد باشد. «اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً»
5 احترام و قداست مسجد، در شرایطى كه مورد سوء استفاده دشمنان باشد، برداشته مى‏شود. (با توجّه به شأن نزول) 
7 هر مسجدى كه عامل تفرقه میان مسلمانان باشد، مسجد ضرار است. «اتَّخَذُوا مَسْجِداً» ... «تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ»
8 منافقان در خدمت كفّارند. «إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ» 
9 هنگام جنگ با دشمنان خارجى، از توطئه‏هاى دشمنان داخلى غافل نشویم.
10 شكستن وحدت مسلمانان، همطراز كفر است. «كُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ» 
11 سوگند دروغ، شیوه‏ى منافقان است. «لَیَحْلِفُنَّ» 
12 فریب ادّعاها و تبلیغاتِ حقّ به جانب دشمن را نخوریم. «إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى‏» 
13 دروغگویى خصلت كفّار و منافقان است. «إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ»
دوشنبه 8 دی 1393 ساعت 07:05 ق.ظ
مفهوم  صبر
از نظر لغوی بر سختی ها تاب آورد و شکیبایی کرد، خود را از آن چیز بازداشت. 
. در قرآن بیش از هفتاد جای صبر یاد شده. در سوره عصر چهار واژه، واژه کلیدی است؛ ایمان، عمل صالح، حق و صبر. روشن است که صبر موضوع مهمی است که در کنار حق، ایمان و عمل صالح ذکر می شود

انواع صبر
امیرالمؤمنین علی(ع): الصبر ثلاثه، الصبر علی المصیبه والصبر علی الطاعه و الصبر علی المعصیه، صبر بر سه گونه است: صبر بر مصیبت، صبر بر طاعت و صبر در برابر معصیت (تحف العقول، ص146)
صبر بر مصیبآن است که خداوند برای امتحان و پرورش مؤمن، وی را گاهی به کمبودهایی در زندگی چون فقر، بیماری، فقدان دوستان و آشنایان و خویشان و مانند این امور دچار می کند تا افزون بر آزمون، او را در شرایطی قرار دهد تا استعدادها و توانمندی های سرشته در ذات خویش را به فعلیت رساند و رنگ خدایی گیرد و در مسیر متاله شدن گام بردارد.دراین شرایط است که نقش توسل و توکل، خود را در زندگی به خوبی نشان می دهد و انسان های مؤمن با بهره گیری و یاری حق می کوشند تا مشکلات خویش را حل نمایند و بر پایه آموزه های وحیانی عمل کنند. یعنی وقتی برای انسان سختی ها و گرفتاری ها پیش می آید بی تابی نکند و خویشتن دار باشد.
صبر بر طاعتآن است که انسان در برابر وسوسه های شیطانی مقاومت کند و اجازه ندهد تا وسوسه های ابلیس او را از انجام کارهای عبادی و نیک و صالح بازدارد. صبر بر طاعت به ویژه در مسائل جهادی و انفاق مال بیشتر خودنمایی می کند، زیرا انسان کمتر حاضر است تا از مال و جان خویش بگذرد
صبر در برابر معصیت به معنای آن است که انسان در برابر وسوسه های انجام کارهای زشت و گناهان، خود را حفظ کند و اجازه ندهد تا گناهان لذت آور و مورد کشش نفس، وی را به سوی انجام آن بکشاند. بنابراین مبارزه با خواسته های نفسانی و هواهای آن و مخالفت با وسوسه های گناه نیازمند صبر و شکیبایی است که به آن صبر معصیت اطلاق می شود. 

آثار صبر
1- پاداش اخروی «اینان اند که غرفه (های بهشتی) را به خاطر صبری که (در شدائد) ورزیده اند، نصیب می برند و در آنجا با تحیت و سلام رو به رو می شوند. (فرقان 76) 
2- دستیابی به مقام محسنین «واصبرفان الله لایضیع اجرالمحسنین» شکیبایی پیشه کن که خداوند پاداش نیکوکاران را فرو نمی گذارد. (هود - 115) روشن است که امضا کردن «مقام محسنین» برای صابران از ناحیه خدا اجری بس بزرگ است.
3- امداد غیبی «آری اگر شکیبایی و پارسایی کنید و آنان (دشمنان) شتابان بر سر شما فرود آیند، پروردگارتان شما را با (فرستادن) پنج هزار فرشته نشان گذار یاری می دهد. (ال عمران - 125) بنابر این، صبر و ایستادگی ظاهری در جنگ و نیز تقوا به جهت پشتوانه ای معنوی در جهاد سبب نزول رحمت الهی و امداد غیبی خدا می شود. 

تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت
مصداق دیگر این صبر میدان تبلیغ دین است. وقتی مردمی هستند که محتاج تبلیغ اند و اگر کسی برود و با منطق صحیح و روش خداپسند و عقل پسند برای آن ها دین را تبلیغ کند تأثیر می پذیرند، باید سختی این راه را تحمل کرد و وارد میدان شد. مطمئناً زحمت دارد و گاهی باید گرسنگی، تشنگی، رفتارهای نامناسب و... را تحمل کرد. سابقاً برای تبلیغ مشکلات عدیده ای بد؛ یعنی واقعاً رفتن به تبلیغ برای عده ای رفتن به جهاد بود. الحمدلله امروز این مشکلات خیلی کم شده است. یکی از آقایان که الآن از مراجع بزرگ قم هستند وقتی جوان بودند- البته آن وقت هم در قم مدرس معروفی بودند- می گفتند: فصل زمستانی در دهه محرم برای تبلیغ به روستای دورافتاده ای رفتم. ولی هیچ کس حاضر به همکاری نشد و حتی هیچ کس ما را به خانه دعوت نکرد. وضع تبلیغ در زمان قبل از انقلاب در بسیاری از مناطق کشور اسلامی ایران (تنها کشور شیعی عالم) این بود.
نتیجه‌گیری: آن چه از روایات مذکور بدست می‌آید این است که انسان در تمام لحظات و مراحل زندگی خود، چه امور شخصی، چه اجتماعی، چه معنوی، در جنگ و جهاد، در ادب و اخلاق و در مقابل گناه و طاعت، فقر و غنا، بیماری و سلامت، مصائب و خوشی‌ها و … همه و همه نیازمند صبر و شکیبایی است؛ که اگر انسان در مقابل آن‌ها صبر کند، می‌تواند پیروز شود و هم در دنیا به موفقیت‌هایی دست یابد و هم در آخرت، مژده و بشارت برای اوست و بهشت جاویدان از آن او خواهد بود، آن گونه که امام حسین(ع) به خاطر صبر و بردباری که در راه طاعت و اجرای امر و فرامین خداوند داشت، هم در دنیا نام و یاد و راهش جاودانه ماند و هم در آخرت به بالاترین مقام و جایگاه بهشتی نزد خداوند متعال رسید.

یکشنبه 7 دی 1393 ساعت 06:44 ق.ظ
چگونه خود را دربرابر وسوسه های شیطانی حفظ کنیم؟(نمونه طرح بحث در حلقه ها)





هر کس در هر مرحله ای از ایمان و در هر سن و سال گاه گرفتار وسوسه های شیطانی می گردد . گاه در خود احساس می کند که نیروی محرک شدیدی در درون جانش آشکار شده و او را به سوی گناه دعوت می کند . وسوسه ها و تحریک ها مسلماً در سنین جوانی بیش تر است .تنها راه نجات از آلودکی ها در چنین شرایط سختی ،فراهم ساختن سرمایه تقوا است.(1) خداوند در قرآن کریم می فرماید: إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون‏؛(2) پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوس های شیطان می شوند، به یاد خدا و پاداش و کیفر او می افتند و در پر تو یاد او حق را می بینند و بینا می گردند.

وسوسه های نفس و شیطان همانند میکروب های بیماری زا هستند که در همه وجود دارند، ولی در بُنیه ها و جسم های ضعیف می توانند فعالیت کنند. اما آن هایی که جسم سالم و نیرومند و قوی دارند ،بر میکروب ها غلبه می کنند و این در حالی است که گنهکاران برادران شیطان و در دام او گرفتارند. (3) برای رویارویی با وسوسه‌های شیطانی، ابتدا باید دشمن و راه‌های نفوذ او را شناخت . وی را مهار کرد و سپس او را به عقب راند و در گام‏های نهایی به اسارت کشید. همچنین باید از محیط آلوده و همنشین بد دوری جست ،زیرا این دو، جز ءعوامل و راه نفوذ شیطان ،به درون انسان هستند،و برای گمراهی انسان نقش بسزایی دارند.

با توجه به این مقدمه

 راه های مبارزه با وسوسه های شیطانی عبارتند از:


1-      نگهبانی و مراقبت: شیطان با جان ما سر و کار دارد. از این رو باید از آن حراست کنیم.

 راه‌های مراقبت عبارتند از:الف) تقوا پیشگی: قرآن مجید تقوا را لباسی بر اندام جان آدمی می‌داند که آن را به خوبی می‌پوشاند و حفظ می‌کند: «لباس التّقوی ذلک خیر؛(4) بهترین جامه، تقوا است». امام علی علیه السلام تقوا را دژی نفوذ ناپذیر می‌داند که رخنه‏ای در آن ممکن نیست.(5)

ب) کنترل اعضا و جوارح: زبان، چشم، گوش، فکر و همه ی اعضاء و جوارح، درهای ورودی به قلب‌اند. پس باید این ها را کنترل کرد.

 ج) محاسبه: بعد از کنترل نوبت به محاسبه می‌رسد، یعنی برای جبران ضعف‏ها و برنامه‌ریزی برای آینده ارزیابی لازم است.

 

2-      واکنش مناسب: در برابر هر وسوسه‏ای باید واکنش مناسب صورت گیرد. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «دشمنان تو از جن، ابلیس و سپاهیان او است. پس اگر نزد تو آمد و گفت: فرزندت مُرد، به خود بگو: زندگان برای مردن آفریده شده‏اند. اگر آمد و گفت: مال تو از دست رفت، بگو: ستایش خدای را که می‌دهد و می‌گیرد و زکات را از من برد. اگر آمد و گفت: مردم به تو ستم می‌کنند، ولی تو ستم نمی‌کنی بگو: روز قیامت آنان که ستم کردند گرفتارند. اگر آمد و گفت: چه قدر نیکی می‌کنی، بگو: گناهان من بیش از نیکی‏های من است. اگر آمد و گفت: چه قدر نماز می‌گزاری بگو: غفلت من از نمازهایم بیش تر است. اگر آمد و گفت: چه قدر بخشش می‌کنی، بگو آن قدر که می‌گیرم، از آن چه می‌بخشم زیادتر است. اگر گفت: چه قدر به تو ستم می‌کنند بگو: من بیش تر ستم کرده‏ام. اگر گفت: چه قدر برای خدا کار می‌کنی، بگو: چه بسیار معصیت‏ها کرده‏ام».(6)

3-      استعاذه: در برابر هجوم وسوسه‏های شیطان، لازم است به پناهگاهی مطمئن پناه ببرید و آن توجه به خدا و یاد او است. قرآن مجید می‌فرماید: «اگر از شیطان وسوسه‏ای به تو رسد، به خدا پناه ببر که او شنوای دانا است».(7)

4-      - مجهز شدن به تجهیزات: در برابر تهاجم وسیع شیطان، باید در میدان کارزار، همواره مسلح باشیم. برخی از تجهیزات در حدیث پیامبر اکرم(ص) مطرح شده است. حضرت می‌فرماید: «آیا شما را آگاه کنم بر کاری که اگر انجام دادید، شیطان از شما فاصله می‌گیرد، به اندازة فاصله مشرق تا مغرب؟ گفتند: آری. فرمود: روزه صورت شیطان را سیاه می‌کند . صدقه، کمرش را می‌شکند. دوستی برای خدا و کمک برای عمل صالح، پشت او را می‌بُرد . استغفار، بند دلش را می‌برد».(8)

5-       آشنایی با دام‏های شیطان: برای رهایی از وسوسه های شیطانی باید مواظب دام‏های او بود. یکی از دام‏های خطرناک شیطانی، دوستی دنیا است. امام علی علیه السلام می‌فرماید: «از دنیا حذر کن، زیرا دام شیطان و جایگاه فساد ایمان است».(9) دام دیگر که از مهم‏ترین ابزار کار شیطان به شمار می‌رود، هواپرستی است، زیرا تا پایگاهی درون انسان وجود نداشته باشد، شیطان قدرت بر وسوسه‌گری ندارد. شیطان خواسته‏های نفسانی انسان را تأیید می‌کند. قرآن مجید می‌فرماید: «تو هرگز بر بندگان من تسلط نخواهی یافت ،مگر گمراهانی که از تو پیروی می‌کنند».(10) بندة خدا تابع هوا و هوس نیست و خواست خدا را مقدّم می‌دارد. یکی دیگر از دام‏های شیطان برای مردان ، زنان و غضب است. امام علی علیه السلام می‌فرماید: «برای شیطان کمندی بزرگ‏تر از خشم و زنان نیست».(11) منظور از این سخن، زیر سؤال بردن شخصیت زن نیست، بلکه منظور آن است که از طریق اختلاط با زن و ارتباط نامشروع با وی، و جذابیتی که جنس مخالف دارد، شیطان مردم را می‌فریبد، همان‌گونه که از طریق مال و زینت دنیا که ذاتاً بد نیستند، وارد می‌شود. هم‌چنین خشم و غضب و تصمیم‌ها از روی غضب که غالباً بر مردان مستولی می‌شود. برخی از امور دیگر نیز در مخالفت با وسوسه‏های شیطان مؤثر است:

1-انجام یک سری مستحبات ،مثلاً همیشه با وضو بودن و زبان را به ذکر، مخصوصاً «لا حول و لا قوة الاّ باللَّه العلی العظیم» عادت دادن و نیز خواندن قرآن در اوقات مختلف.

2- خود را از بیکاری، تنهایی و عوامل وسوسه‏انگیز دور نگه داشتن.

  3- ذهن را همواره به امور ارزشمند متوجه ساختن و عادت دادن.

4- مطالعه و تفکر دربارة خدا و قیامت.

5-به طور منظم ،مثلاً هفتگی به زیارت اهل قبور رفتن و نسبت به عاقبت خود و احوال پس از مرگ اندیشیدن.

6-      شرکت کردن در مراسم دینی و فعالیت جدی در مسائل فرهنگی اجتماعی و نماز را با توجه و حال و عاشقانه و با حضور قلب خواندن.

 

 

 

 

 

 پی‌نوشت‏ها:

 1.آیت الله مکارم شیرازی ،تفسیر نمونه ، ج 7 ، ص 66 ،دارالکتب الاسلامیة،تهران،1374ش

2.اعراف(7) ،آیه201

 3.تفسیر نمونه ، ج 7 ، ص 67.

 4. اعراف (7) آیه 26.

5. نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 157.

6. شیخ عباس قمی،سفینة البحار، ج 1، ص 100.دارالاسوة،تهران،1422ق

 7. اعراف ، آیه 200.

8.شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 2، ص 64.دارالاسوة،تهران،1422ق

 9. شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم‏، ج 2، ص 279.دانشگاه تهران ،تهران 1366ش

 10. حجر (15 ) آیه 42.

11. شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم‏،ج 5 ،ص83.

شنبه 6 دی 1393 ساعت 03:17 ب.ظ
17 اثر شوم دیدن عکس و فیلم های مبتذل

یکی از قدرتمندترین نیازها و غرایزی که در انسان وجود دارد غریزه جنسی است. نیاز جنسی مانند نیاز به آب و غذا از نیازهایی است که بایستی از روش صحیح ارضاء گردد.





 
از نظر علم و تجربه ثابت شده است که یکی از عوامل اصلی و ناخودآگاه تحریک و ترشح غدد و هورمونهای جنسی، نگاه است. نگاه به نامحرم هر چند اگر بدون قصد تلذذ باشد عمل طبیعی و غریزی خود را انجام می دهد و زمینه تحریک شهوت انسان را در زمان نگاه یا بعد از آن ایجاد می کند.

تحریک غریزه جنسی به گونه نامشروع نیز آثار شوم و نکبت بار فراوانی بر ابعاد مختلف انسان و جامعه بشری ایجاد می نماید. اسراف، انحراف و هدر رفتن نیروهای فکری ، اجتماعی و معنوی انسان، زمینه سازی سردی روابط خانوادگی (شخصی که نگاه خود را کنترل نمی کند با یک همسر ارضا نمی شود)، حالت حسرت و ناکامی، از دست دادن آرامش روانی، میل به گناه (لواط، زنا، استمناء و....) و بالاخره گرایش به گناهان مختلف از جمله آثار سوء نگاه حرام است که در عرصه زندگی فردی، خانوادگی و اجتماع ظاهر می گردد.

امام علی علیه السلام می فرماید:

چشم، پیش قراول دل، جلودار فتنه، دام شیطان و نگاه حرام سبب کاشتن بذر شهوت و نهال گناه (زنا و لواط و استمناء و ...) است.[1] نگاه به نامحرم باعث سختی زندگی و زیادی حسرت و افسوس است.

قران کریم در این مورد می فرماید:

« قلْ للْمۆْمنین یغضوا منْ أبْصارهمْ و یحْفظوا فروجهمْ ذلک أزْکى‏ لهمْ إن الله خبیرٌ بما یصْنعون [2] به مۆمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند این براى آنان پاکیزه‏تر است خداوند از آنچه انجام مى‏دهید آگاه است»



برخی آثار فاجعه آمیز نگاه کردن به فیلم های غیراخلاقی را می توان اینگونه برشمرد:

1. کاهش شدید عشق:

چنین افرادی از توان عاطفی کمتری برخوردارند و در روابط عاشقانه توفیق کمتری کسب می کنند.

2. تاثیرات فیزیولوژیک:

سلامت جنسی انسان که تأثیر عمیقی در سلامت جسمی و روانی او دارد، حاصل ارضاء معقولی است که در پی تحریک واقعی و نیاز حقیقی فیزیولوژی بدن اتفاق افتاده باشد. عدم حفظ این عدم تعادل، از عقلانیت انسان می کاهد و او را وادار به گناه می کند.

3. تضعیف انسانیت:

جنبه جنسی بسیاری این افراد، عاری از ویژگی های انسانی می شود. آنها یک حالت «من غریبه» (جنبه تاریک) را توسعه می دهند که محور آن، شهوت جامعه ستیز و عاری از اکثر ارزش ها است.

4. از بین رفتن عفت عمومی و اجتماعی در درازمدت:

کسانی که اینگونه فیلم ها را تماشا می کنند در برخورد با افراد دیگر در اجتماع نگاه جنسی دارند و شیطان همیشه برای گمراه کردن آنها امید دارد. زیرا آنها برای گمراهی و انحراف از مسیر الهی آمادگی لازم را دارند.

5. نقش بستن تصاویر جنسی در مغز:

در این جا بهتر است که به تجربه دکتر روان شناس، «مک گاف» در دانشگاه کالیفرنیا بپردازیم. یافته های او (که بسیار ساده شده اند) نشان می دهند که خاطرات تجربه هایی که به هنگام تحریکات احساسی (مثل تحریک جنسی) رخ می دهند، توسط هورمون غده آدرنال در مغز می نشینند و پاک کردن آنها دشوار است. این فرض می تواند تا حدودی اثر اعتیاد به هرزه نگاری و هرزه بینی را توصیف کند. خاطرات نیرومند تحریکات جنسی از تجربه های گذشته، خودشان را در صحنه مغز حفظ می کنند و مرتباً به ذهن خطور می کنند و فرد را از لحاظ شهوانی تحریک می کنند. اگر او به هنگام این تخیلات، استمنا کند، باعث تقویت پیوند بین تحریک جنسی و اوج لذت جنسی می شود که همراه با منظره ویژه یا تکرار پی درپی آن صحنه در ذهن خواهد بود.

6. تأثیر بر رفتار جنسی:

برخی از جامعه شناسان آلمانی ادعا می کنند که «عادت بیمارگونه دیدن عکس یا فیلم های غیر اخلاقی بر رفتارها و برخوردهای جنسی «معتادان پورنو» تأثیر منفی دارد. تا جایی که این بیماران، از انجام روابط زناشویی عادی و عشق ورزی لذتی نمی برند. کاربرانی که داوطلبانه برای ترک اعتیاد خود به روانکاو مراجعه کرده اند، اعتراف می کنند که «دیدن تصاویر غیر اخلاقی، به بخش جدایی ناپذیر ارضای جنسی آنان تبدیل شده است» و آنان نمی توانند بر «وسوسه و نیاز» دیدن این تصاویر غلبه کنند.


دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 ساعت 08:07 ق.ظ
یقین داشته باش اگه تو مسلمانیتو تو خوب به اجرا بزاری محکم ترین اراده ها راحت به زانو در می آوری ؟!؟!؟!؟ می گی نه .... داستان زیر رو بخون 
از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟
گفت: بله فقط یک نفر.
پرسیدند: چه کسی؟

                                          

بیل گیتس ادامه داد: سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه‌های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید گفت این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.
گفتم: آخه من پول خرد ندارم!
گفت: برای خودت! بخشیدمش!

سه ماه بعد بر حسب تصادف باز توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یک مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.
گفتم: پسرجون چند وقت پیش من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله میشه، بهش می‌بخشی؟!
پسره گفت: آره من دلم میخواد ببخشم؛ از سود خودم می‌بخشم.
به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من موند که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی این را می‌گوید؟!

بعد از 19 سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم. گروهی را تشکیل دادم و گفتم بروند و ببینند در فلان فرودگاه کی روزنامه میفروخته ...
یک ماه و نیم تحقیق کردند تا متوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمان بوده که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردند اداره؛
از او پرسیدم: منو میشناسی؟
گفت: بله! جنابعالی آقای بیل گیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.
گفتم: سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه می‌فروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟
گفت: طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود.
گفتم: حالا می‌دونی چه کارت دارم؟ می‌خواهم اون محبتی که به من کردی را جبران کنم.
جوان پرسید: چطوری؟
گفتم: هر چیزی که بخواهی بهت می‌دهم.
(خود بیل‌گیتس می‌گوید این جوان وقتی صحبت می‌کرد مرتب می‌خندید)
جوان سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم میدی؟
گفتم: هرچی که بخواهی!
اون جوان دوباره پرسید: واقعاً هر چی بخوام؟
بیل گیتس گفت: آره هر چی بخواهی بهت میدم، من به 50 کشور آفریقایی وام داده‌ام، به اندازه تمام آن‌ها به تو می‌بخشم.
جوان گفت: آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی!
گفتم: یعنی چی؟ نمی‌توانم یا نمی‌خواهم؟
گفت: می‌خواهی اما نمی‌تونی جبران کنی.
پرسیدم: چرا نمی‌توانم جبران کنم؟
جوان سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت می‌خواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمی‌کنه. اصلا جبران نمی‌کنه. با این کار نمی‌تونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!
بیل گیتس می‌گوید: همواره احساس می‌کنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان 32 ساله مسلمان سیاه پوست
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 ساعت 06:03 ق.ظ

امام حسین علیه السلام:

شكرك لنعمة سالفة یقتضى نعمة آنفة ؛
شكر تو بر نعمت گذشته ، زمینه ساز نعمت آینده است .

فرشته بیکار

روزی مردی خواب عجیبی دید
دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند را باز می‌کنند و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید: شما چکار می‌کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم.

مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می‌گذارند و آن ها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.

 

مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوند را برای بندگان به زمین می‌فرستیم

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.

 

چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 ساعت 05:44 ق.ظ

یکی از قدرتمندترین نیازها و غرایزی که در انسان وجود دارد غریزه جنسی است. نیاز جنسی مانند نیاز به آب و غذا از نیازهایی است که بایستی از روش صحیح ارضاء گردد.

از نظر علم و تجربه ثابت شده است که یکی از عوامل اصلی و ناخودآگاه تحریک و ترشح غدد و هورمونهای جنسی، نگاه است. نگاه به نامحرم هر چند اگر بدون قصد تلذذ باشد عمل طبیعی و غریزی خود را انجام می دهد و زمینه تحریک شهوت انسان را در زمان نگاه یا بعد از آن ایجاد می کند.

تحریک غریزه جنسی به گونه نامشروع نیز آثار شوم و نکبت بار فراوانی بر ابعاد مختلف انسان و جامعه بشری ایجاد می نماید. اسراف، انحراف و هدر رفتن نیروهای فکری ، اجتماعی و معنوی انسان، زمینه سازی سردی روابط خانوادگی (شخصی که نگاه خود را کنترل نمی کند با یک همسر ارضا نمی شود)، حالت حسرت و ناکامی، از دست دادن آرامش روانی، میل به گناه (لواط، زنا، استمناء و....) و بالاخره گرایش به گناهان مختلف از جمله آثار سوء نگاه حرام است که در عرصه زندگی فردی، خانوادگی و اجتماع ظاهر می گردد.

امام علی علیه السلام می فرماید:

چشم، پیش قراول دل، جلودار فتنه، دام شیطان و نگاه حرام سبب کاشتن بذر شهوت و نهال گناه (زنا و لواط و استمناء و ...) است.[1] نگاه به نامحرم باعث سختی زندگی و زیادی حسرت و افسوس است.

قران کریم در این مورد می فرماید:

« قلْ للْمۆْمنین یغضوا منْ أبْصارهمْ و یحْفظوا فروجهمْ ذلک أزْکى‏ لهمْ إن الله خبیرٌ بما یصْنعون [2]

 به مۆمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند این براى آنان پاکیزه‏تر است خداوند از آنچه انجام مى‏دهید آگاه است»

********

***

برخی آثار فاجعه آمیز نگاه کردن به فیلم های غیراخلاقی را می توان اینگونه برشمرد:

1. کاهش شدید عشق:

چنین افرادی از توان عاطفی کمتری برخوردارند و در روابط عاشقانه توفیق کمتری کسب می کنند.

 

2. تاثیرات فیزیولوژیک:

سلامت جنسی انسان که تأثیر عمیقی در سلامت جسمی و روانی او دارد، حاصل ارضاء معقولی است که در پی تحریک واقعی و نیاز حقیقی فیزیولوژی بدن اتفاق افتاده باشد. عدم حفظ این عدم تعادل، از عقلانیت انسان می کاهد و او را وادار به گناه می کند.

 

3. تضعیف انسانیت:

جنبه جنسی بسیاری این افراد، عاری از ویژگی های انسانی می شود. آنها یک حالت «من غریبه» (جنبه تاریک) را توسعه می دهند که محور آن، شهوت جامعه ستیز و عاری از اکثر ارزش ها است.

 

4. از بین رفتن عفت عمومی و اجتماعی در درازمدت:

کسانی که اینگونه فیلم ها را تماشا می کنند در برخورد با افراد دیگر در اجتماع نگاه جنسی دارند و شیطان همیشه برای گمراه کردن آنها امید دارد. زیرا آنها برای گمراهی و انحراف از مسیر الهی آمادگی لازم را دارند.

 


 

 

سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 ساعت 05:35 ق.ظ

راز آن دستور

نیروهای دشمن و نیروهای ضد انقلاب دست، به دست هم داده بودند و هم زمان آتش شدیدی می ریختند. از طرفی هم بالگردهای توپ دارشان ما را از بالا گرفته بودند زیر آتش. كاوه گاهی با وسواس خاصی دوربین می كشید روی مواضع دشمن، گاهی هم از طریق بی سیم با علی قمی صحبت می كرد و وضع دقیق نیروها را جویا می شد. بعد از نماز ظهر تصمیمی گرفت كه هیچ كدام از ما دلیلش را نفهمیدیم. مسئول قبضه مینی كاتیوشا را صدا زد. نقشه ای را پهن كرد روی زمین و نقطه ای را به او نشان داد. گفت: این سه راهی را بكوب، كاوه ایستاده بود نزدیك او و هر چند لحظه فریاد می زد: رحم نكن، مهات بده، بزن، بزن! طولی نكشید كه علی قمی تماس گرفت، صدایش هیجان و شادی خاصی داشت، گفت:

محمود جان! ما رسیدیم روی ارتفاعات، تمام هدفها را گرفتیم. گل از گل محمود شكفت و به سجده افتاد، یادم هست همان روز مطلع شدیم حدود 300 نفر از عراقیها و ضد انقلاب، در سه راهی پشت سیاه كوه، به درك واصل شده اند و این برای همه عجیب بود. راز آن دستور كاوه پس از سالها هنوز برایم كشف نشده باقی مانده است.

شهید کاوه,شهید محمود کاوه,جبهه,جنگ تحمیلی,تصویر سازی,نقاشی چهره,سجاد جعفری

*****************

یکی از بچه ها به شوخی پتویش را پرت کرد طرفم. اسلحه از دوشم افتاد و خورد توی سر کاوه. کم مانده بود سکته کنم؛ سر محمود شکسته بود و داشت خون می آمد. با خودم گفتم: الان است که یک برخورد ناجوری با من بکند. چون خودم را بی تقصیر می دانستم، آماده شدم که اگر حرفی ،چیزی گفت، جوابش را بدهم. کاملاً خلاف انتظارم عمل کرد؛ یک دستمال از تو جیبش در آورد، گذاشت رو زخم سرشو بعد از سالن رفت بیرون. این برخورد از صد تا توگوشی برایم سخت تر بود. دنبالش دویدم. در حالی که دلم می سوخت، با ناراحتی گفتم: آخه یه حرفی بزن، چیزی بگو، همانطور که می خندید گفت: مگه چی شده؟ گفتم: من زدم سرت رو شکستم، تو حتی نگاه نکردی ببینی کار کی بوده همان طور که خون ها را پاک می کرد، گفت: این جا کردستانه، از این خون ها باید ریخته بشه، این که چیزی نیست. چنان مرا شیفته خودش کرد که بعدها اگر می گفت: بمیر، می مردم

پنجشنبه 28 فروردین 1393 ساعت 10:40 ق.ظ
نام: مرحمت بالازاده
نام پدر: حضرتقلی
تاریخ تولد: 17/3/1349
محل تولد: روستای "چای گرمی" بخش تازه کند شهرستان گرمی
مدت حضور در جبهه جنگ: حدود سه سال
نام لشگر: عاشورا، گردان علی اکبر(ع)
تاریخ شهادت: 21/12/1363
محل شهادت: جزیره مجنون از جزایر جنوب
نام عملیات: بدر

........................


فرازی از وصیت نامه شهید مرحمت بالازاده:

آری ای ملت غیور شهید پرور ایران درود بر شما، درود برشما که همیشه در مقابل کفر ایستاده اید و می‌ایستید تا آخرین قطره خونتان.

درود برشما ای ملت ایران، ای مشعل داران امام حسین تا آخرین قطره خونتان از این انقلاب و از رهبر این انقلاب خوب محافظت کنید تا که این انقلاب اسلامی را به نحو احسن به منجی عالم بشریت تحویل بدهید.

.............................................
آقا با مهربانی حالش را پرسیدند و نامش را و بعد گفتند «خب، چه خواهشی پسرم؟» مرحمت كه هیجان زده بود، نفس عمیقی كشید و گفت «آقا! خواهش می كنم به آقایان روحانی و مداحان دستور دهید دیگر روضه حضرت قاسم (ع) نخوانند!» آقا پرسیدند «چرا فرزندم؟ و مرحمت كه حالا دیگر بغضش تركیده بود و هق هق گریه امانش نمی داد با كلماتی بریده بریده گفت «آقا! حضرت قاسم (ع) هم مثل من 13 ساله بود كه امام حسین (ع) به او اجازه میدان داد، اما فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی دهد به جبهه بروم، می گوید 13 ساله ها را نمی فرستیم».

مرحمت 13 ساله به اردبیل بازگشت، اما برخلاف دیروز كه از اردبیل به تهران می آمد، دلگرفته و غمزده نبود؛ از خوشحالی در پوست نمی گنجید، دلش برای اینكه زودتر برسد، پر می كشید. كاش اتوبوس هم پر داشت. مرحمت بالازاده با نشان دادن مجوز آقا، وارد تیپ عاشورا شد.

شجاعت و درایت را با هم داشت و همه در حیرت كه این همه در یك نوجوان 13 ساله چگونه جمع شده است؛ بر و بچه های تیپ عاشورا چهره مهربان و جدی مرحمت را از یاد نمی برند؛ بیشتر اوقات كنار فرمانده اش شهید «مهدی باكری» دیده می شد.

«مرحمت بالازاده» روز 21 اسفند 1363 در عملیات «بدر» در جزیره مجنون شهید شد؛ در عملیاتی که شهید «مهدی باكری» هم در آن به آسمان پرگشود.
چهارشنبه 27 فروردین 1393 ساعت 09:15 ق.ظ
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی


پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت

با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید.

بچه ماشین بهش زد و فرار کرد.

پرستار : این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید.

پیرمرد: اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم.

خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میارم

پرستار : با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.

اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت:

این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.

صبح روز بعد…

همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید

سه شنبه 26 فروردین 1393 ساعت 11:28 ق.ظ
امام علی(علیه السلام):

عامِلْ سائرَ النّاسِ بالإنصافِ ، وعامِلِ المؤمنینَ بالإیثارِ
با دیگر مردمان به ‏انصاف رفتار كن و با مؤمنان به ایثار .


چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها. افراد زیادی اونجا نبودن 3نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا ۷۰سالشون بود.
ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا ۳۵ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد، البته من با اینکه بهش نزدیک بودم  صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم،بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و ...
بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از 8 سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمون من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم...
به همشون باقالی پلو با ماهیچه بدهین...  ما همه  با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه میکردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش، اول باهاش روبوسی کردم و بهش تبریک گفتم و بعد گفتم :ما قبلا غذامون رو سفارش دادیم و مزاحم شما نمیشیم، اما بلاخره با اسرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیرزن پیرمرد رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد

                                                                                                                                                          

ادامه رو حتما بخون ..........................
img